![]() |
![]() |
|
|
سوگند به فرشتگانی که جانها را به قوّت می گیرند و سوگند به فرشتگانی که جانها را به آسانی می گیرند و سوگند به فرشتگانی که شناورند و در پیشی گرفتن در فرمان خدا سبقت می گیرند و تدبیر کارها می کنند آن روز که نخستین نفخه ی قیامت زمین را بلرزاند و نفخه ی دوم از پس آن بیاید در آن روز دلهایی در هراس باشند و نشان خشوع در دیدگان نمایان می گویند: آیا ما به حالت نخستین باز می گردیم آنگاه که استخوانهایی پوسیده بودیم گویند: این بازگشت ما بازگشتی است زیان آور جز این نیست که تنها یک بانگ بر می آید و آنها خود را در آن صحرا خواهند یافت آیا داستان موسی به تو رسیده است؟ آنگاه که پروردگارش او را در وادی مقدس طوی ندا داد: به سوی فرعون برو که طغیان کرده است بگو: آیا تو را رغبتی هست که پاکیزه شوی و من تو را به پروردگارت راه بنمایم و تو پروا کنی؟ پس آن آیت بزرگ را به او نشان داد و او تکذیب کرد و عصیان ورزید سپس پشت کرد و می شتافت پس همه را گرد کرد و ندا داد و گفت: من پروردگار برتر شما هستم خدایش به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد در این عبرتی است برای کسی که می ترسد آیا شما به خلقت سخت ترید یا این آسمانی که او بنا نهاده؟ سقفش را برافراشت و بپرداختش شبش را تاریک کرد و روشنی اش را آشکار ساخت و پس از آن زمین را بگسترد و از آن آب بیرون آورد و چراگاهها پدید کرد و کوهها را استوار گردانید برای بهره گیری شما و چارپایانتان چون آن حادثه ی بزرگ در رسد روزی که آدمی همه ی اعمال خود را به یاد آورد و جهنم را به هر که می بیند نشان دهد پس هر که طغیان کرده و زندگی این جهانی را برگزیده جهنم جایگاه اوست اما هر کس که از ایستادن در برابر پروردگارش ترسیده و نفس را از هوی بازداشته بهشت جایگاه اوست تو را از قیامت می پرسند که چه وقت واقع شود از یاد کردن آن تو را چه کار است؟ منتهای آن نزد پروردگار توست جز این نیست که تو کسانی را که از آن روز بترسند بیم می دهی چون آن را ببینند پندارند در این جهان جز یک شامگاه یا چاشت درنگ نکرده اند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:48 توسط مهدی |
|
|
سوگند به آسمان که دارنده ی برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به شهادت دهنده و آنچه بدان شهادت دهند که اصحاب خندق سوزان به هلاکت رسیدند آتشی افروخته از هیزم ها آنگاه که بر کنار آن آتش نشسته بودند و بر آنچه بر سر مؤمنان می آوردند، شاهد بودند و هیچ عیبی در آنها نیافتند جز آنکه به خدای پیروزمند در خور ستایش ایمان آورده بودند آن خدایی که فرمانروایی آسمان ها و زمین از آن اوست، و بر هر چیزی ناظر است هر آینه آنان که مردان و زنان مؤمن را شکنجه کردند و توبه نکردند، عذاب جهنم و عذاب آتش برای آنهاست برای کسانی که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند بهشت هایی است که در آنها نهرها جاری است و آن کامیابی بزرگی است فرو گرفتن پروردگار تو سخت است اوست که نخست می آفریند و پس از مرگ زنده می سازد او آمرزنده و دوست دارنده است اوست صاحب عرش ارجمند هر چه را اراده کند به انجام می رساند آیا داستان لشکرها را شنیده ای؟ لشکرهای فرعون و قوم ثمود؟ آری، آنان که راه کفر پیش گرفته اند همچنان در تکذیب هستند و خدا از همه سو بر آنها احاطه دارد بلی این قرآن مجید است در لوح محفوظ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 7:41 توسط مهدی |
|
|
سوگند به آسمان و به آنچه در شب آید و تو چه دانی که آنچه در شب آید چیست؟ ستاره ای است درخشنده هیچ کس نیست مگر آنکه بر او نگهبانی باشد پس آدمی بنگرد که از چه چیز آفریده شده است از آبی جهنده آفریده شده است که از میان پشت و سینه بیرون می آید خدا به باز گردانیدن او تواناست روزی که رازها آشکار شود او را نه نیرویی است و نه یاوری سوگند به آسمان باز بارنده سوگند به زمین رویان شکاف خورده که این کتاب، حق را از باطل جدا کند و سخن هزل نیست آنان حیله ای می اندیشند و من هم حیله ای می اندیشم پس کافران را مهلت ده، اندک مهلتشان ده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 7:5 توسط مهدی |
|
|
سوگند به سپیده ی صبح و سوگند به شبهای دهگانه و سوگند به جفت و طاق و سوگند به شب چون سپری شود آیا خردمند را این سوگندها کافی است؟ آیا ندیده ای که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد؟ با ارم که ستونها داشت؟ و همانند آن در هیچ شهری ساخته نشده بود و قوم ثمود که در آن وادی تخته سنگها را می بریدند و قوم فرعون، آن دارنده ی میخها آنها در شهرها طغیان کردند و در آنها بسیار فساد کردند و پروردگار تو تازیانه ی عذاب را بر سرشان فرود آورد زیرا پروردگارت سخت در کمین است اما آدمی، چون پروردگارش او را بیازماید و گرامی اش دارد و نعمتش دهد، می گوید: پروردگار من مرا گرامی داشت و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد، می گوید: پروردگار من مرا خوار ساخت ولی نه، بلکه شما یتیم را گرامی نمی دارید و یکدیگر را به اطعام مسکین ترغیب نمی کنید و میراث را حریصانه می خورید و مال را فراوان دوست دارید آری، چون زمین شکسته شود و شکسته شود و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف و در آن روز جهنم را حاضر آرند، آدمی پند گیرد. و چه جای پند گرفتن باشد؟ می گوید: ای کاش برای زندگانی خود پیشاپیش چیزی می فرستادم در آن روز کسی چون عذاب او عذاب نکند و همانند زنجیر او به زنجیر نکشد ای روح آرامش یافته خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد و در زمره ی بندگان من داخل شو و به بهشت من درآی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:34 توسط مهدی |
|
|
سوگند به این شهر و تو در این شهر سکنا گرفته ای و سوگند به پدر و فرزندانی که پدید آورد که آدمی را در رنج و محنت آفریده ایم آیا می پندارد که کس بر او چیره نگردد؟ می گوید مال فراوانی تباه کردم آیا می پندارد که کسی او را ندیده است؟ آیا برای او دو چشم نیافریده ایم؟ و یک زبان و دو لب؟ و دو راه پیش پایش ننهادیم؟ و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد و تو چه دانی که گذرگاه سخت چیست؟ آزاد کردن بنده است یا طعام دادن در روز قحطی خاصه به یتیمی که خویشاوند باشد یا به مسکینی خاک نشین تا از کسانی باشد که ایمان آورده اند و یکدیگر را به صبر سفارش کرده اند و به بخشایش اینان اهل سعادتند و کسانی که به آیات ما کافرند اهل شقاوتند نصیب آنهاست آتشی که از هر سو سرش پوشیده است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:47 توسط مهدی |
|
|
سوگند به آفتاب و روشنی اش و سوگند به ماه چون از پی آن بر آید و سوگند به روز چون گیتی را روشن کند و سوگند به شب چون فرو پوشدش و سوگند به آسمان و آن که آن را برافراشت و سوگند به زمین و آن که آن را بگسترد سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام کرده که : هر که در پاکی آن کوشید پرهیزگار شد و هر که در پلیدی اش کوشید نومید گردید قو م ثمود از روی سرکشی تکذیب کردند آنگاه که شقی ترینشان برخاست پیامبر خدا به آنها گفت که ماده شتر خدا را با آبشخورش واگذارید تکذیبش کردند و شتر را پی کردند پس پروردگارشان به سبب گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاک یکسان ساخت و از پیامد کار خویش بیمناک نشد |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 21:38 توسط مهدی |
|
|
سوگند به شب آنگاه که جهان را در خود فرو پوشد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:50 توسط مهدی |
|
|
سوگند به آغاز روز |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 15:26 توسط مهدی |
|
|
سوگند به انجیر و زیتون
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 14:31 توسط مهدی |
|
|
سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس می زنند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 14:10 توسط مهدی |
|
|
سوگند به این زمان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 12:20 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این کتابی است بی هیچ شک برای هدایت پرهیزگاران
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
نماز اول وقت بگو آنگاه که ... مثل هیچکس مهدی همتی Mahdi Hemmati Mist |
|
RSS
|